یکی ازآروزوهای قشنگم اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه منبرسونمش بیمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه تمام زندگیش بهنام من بزنه و بمیره .
وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولا رو بگیرن همه چیزو بندازمجلوشون بگم بردارید نامردها اونی که با ارزش بود پدرتون بود 


برچسب:
نویسنده: حسین