پدرم بیدارم کرد ولی اصلاً حال بلند شدن نداشتم.
بالاخره با اصرار بلند شدم برای خواندن نماز شب به حرم حضرت علی(ع) رفتم
کنار در حرم کسی گدایی می کرد پدر پرسید:
این شخص چقدر درآمد دارد؟
گفتم: در این نیمه شب خیلی کم
گفت: شوق به مبلغ نا چیز دنیوی که قطعی هم نیست وی را به اینجا کشانده
آیا به اندازه ی این شخص هم به وعده های خدا اعتماد نداری؟
خدا فرموده: کسی خبر ندارد که چه پاداشی برای نماز شب خوان پنهان کرده ام
صحبت زیبای پدرم تا آخر عمر نماز شب خوانم کرد
برچسب:
نویسنده: حسین
تاريخ: جمعه
6 بهمن
1391 ساعت: 0:53